صنعت ساختوساز، بهویژه در بخش سازههای بتنی، همواره با تضادی ذاتی روبرو بوده است: نیاز به سرعت در اجرا در برابر لزوم تضمین حداکثر ایمنی سازه و نیروی کار. سیستمهای تکیهگاهی و قالببندی قدیمی که مبتنی بر اجزای ساده و متکی بر اتصالات دستی بودند، این تضاد را تشدید میکردند. با گسترش دانش مهندسی و ورود فناوریهای نوین، مانند سیستم اسکافلد مثلثی، بسیاری از این ریسکها قابل مدیریت شدند؛ اما همچنان پیمانکارانی هستند که به دلیل عادت یا صرفهجوییهای کوتاهمدت، از روشهای منسوخ استفاده میکنند و خود را در معرض خطرات جدی قرار میدهند.
خطرات ساختاری ناشی از تکیهگاههای سنتی
یکی از بزرگترین دغدغههای مهندسان سازه، اطمینان از ظرفیت باربری مناسب سیستم پشتیبان پیش از عملیات بتنریزی و در طول فرآیند عملآوری بتن است. قالبهای قدیمی که معمولاً از شمعهای فلزی با قابلیت تنظیم محدود یا تکیهگاههای چوبی استفاده میکردند، چندین نقطه ضعف بحرانی دارند:
- عدم یکنواختی در توزیع بار: در سیستمهای سنتی، اغلب توزیع بار عمودی به صورت یکنواخت نیست. این تمرکز بار در نقاط اتصال میتواند منجر به تنشهای موضعی و در نهایت، کمانش زودهنگام اعضای تکیهگاه شود. در مقابل، اسکافلد مثلثی با توزیع بار در یک شبکه هندسی مستحکم، این خطر را به شدت کاهش میدهد.
- تأثیر رطوبت و شرایط محیطی: تکیهگاههای چوبی یا حتی اتصالات فلزی غیراستاندارد، به شدت تحت تأثیر تغییرات رطوبت، دما و خوردگی قرار میگیرند. این عوامل به مرور زمان باعث کاهش ظرفیت باربری اسمی اجزا میشوند، امری که در بازرسیهای سریع به سادگی نادیده گرفته میشود.
- ریسک لغزش و لنگر: اتصالات ساده و معمول در سیستمهای قدیمی، پایداری جانبی ضعیفی ایجاد میکنند. کوچکترین لنگر جانبی ناشی از وزش باد، ارتعاشات ناشی از وسایل نقلیه یا نیروی انسانی، میتواند منجر به لغزش ناگهانی و فروریزش کلی سیستم شود.
چالشهای ایمنی نیروی انسانی و اجرای کارگاه
فراتر از ریسکهای مربوط به سازه بتنی در حال شکلگیری، سیستمهای قدیمی ایمنی کارگران را نیز به طور مستقیم تهدید میکنند.
اسکافلد مثلثی با طراحی مدولار خود، امکان مونتاژ و دمونتاژ ایمنتری را فراهم میآورد. در سیستمهای سنتی، کارگران مجبور بودند در محیطی پر از قطعات سنگین و نامرتب کار کنند که ریسک سقوط ابزار، سقوط از ارتفاع و گیر کردن دست و پا را افزایش میداد.
- مونتاژ زمانبر و پرخطا: اتصال قطعات سنتی نیازمند اندازهگیریهای مکرر و تنظیم دستی پیچها یا پینها بود که خطای انسانی در آنها بسیار محتمل است. هر خطای کوچک در تنظیم ارتفاع میتواند منجر به توزیع نادرست بار در زیر دال شود.
- دسترسی ناایمن: فقدان سکوهای کار استاندارد و نردبانهای ایمن در اطراف سیستمهای قدیمی، دسترسی کارگران برای بازرسی یا اجرای جزئیات قالببندی را دشوار و خطرناک میسازد.
گذار به استانداردهای نوین: اهمیت اسکافلد مثلثی
با توجه به این ریسکهای مستند شده در گزارشهای ایمنی ساختوساز (بهعنوان مثال، استانداردهای OSHA یا Eurocode مربوط به پشتیبانی موقت)، حرکت به سمت سیستمهای مهندسیشده امری حیاتی است. اسکافلد مثلثی (یا سیستمهای داربست مدرن مشابه) این مزیت را دارد که به جای اتکا به تجربه صرف کارگر، بر مبنای محاسبات دقیق مهندسی طراحی شده است.
این سیستمها دارای اتصالات قفلشونده سریع هستند که اطمینان میدهند هر اتصال به ظرفیت طراحیشده خود دست مییابد. این ویژگی، ریسکهای مربوط به “نصب نادرست” که در قالبهای قدیمی شایع بود را عملاً حذف میکند.
در نهایت، هزینه اولیه بالاتر یک سیستم مدرن مانند اسکافلد مثلثی، در مقایسه با هزینههای بالقوه ناشی از یک فروریزش (از دست دادن جان انسان، تأخیر پروژه، جریمههای قانونی و تخریب بتن اجرا شده)، مبلغی ناچیز محسوب میشود. نادیده گرفتن هشدارهای مربوط به ایمنی قالببندی قدیمی، بازی با جان افراد و آینده مالی پروژه است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
کاربرد پاکت کرافت در صنایع غذایی، خشکبار و فروشگاهی
شیرآلات اهرمی بخریم یا کلاسیک
از بین بردن لکه وایتکس روی لباس
علت موجدار شدن سلفون بعد از بستهبندی چیست؟
7 کاربرد اساسی پلایی وود
نفس شیطان: ترسناک ترین ماده مخدر دنیا!! سریال قورباغه حقیقت دارد!
انواع چمن مصنوعی به همراه نکات طلایی!
آلزایمر چیست؟ علائم و روش های درمان الزایمر سالمندان
تفاوت هولوگرام و لیبل اموال